شنبه ۲۰ اوت ۲۰۱۱

به دوستان هنرمند دهدشت نشینم

خبرهای تازه از دهدشت را شنیده‌اید؟ امیدوارم نشنیده‌باشید. امیدوارم هیچ خبری از این شهر نشنوید،که از وقتی یادم می‌آید این شهر خبر خوشی نداشته‌است. یا جنایت بوده، یا خرابی، یا بدبختی یا هزار چیز وحشتناک دیگر. به این فکر می‌کردم که چرا این اتفاقات می‌افتد. چطور می‌شود جلوی این وضع را گرفت؟ الان وقت گله و ناله کردن نیست. باید کاری کرد. می‌دانم مشکل از کجاست و می‌دانم راه حل چیست. بیشترمان این‌ها را می‌دانیم.
می دانیم مشکل فرهنگی و اجتماعی است. می دانیم که اقتصاد و هزار دست دیگر ما را به سمت این مشکل هل داده‌اند. می‌دانیم که اگر توی این شهر همه کسانی که می‌دانند و می‌توانند هم دست به دست هم بدهند در مقابل عامل‌های این وضع کاری از دستشان برنمی‌آید. چیزی که انگار به آن نگاه نمی‌کنیم این است که چرا حداقل تلاشمان را نه برای ریشه‌کنی عوامل، بلکه برای بهبود شرایط نمی‌کنیم؟ چرا سهم خودمان را انجام نمی‌دهیم؟ صحبت وظیفه ملی یا ادای دین نیست، حرف انسانیت است. اینکه کاری انجام دهیم برای انسان‌های دیگر.
از احسان گنجی می‌خواهم که کلاس‌های کاریکاتورش را نه برای کاریکاتور، نه برای هنر، که برای انسانیت دوباره راه بیندازد. مهم نیست که کسی کاریکاتوریست بشود یا نه، مهم نیست که حتی مخاطب کاریکاتور شوند، اجازه بده حداقل دنیای تو و خود تو را ببینند. ببینند راه دیگری هم برای دیدن دنیا هست. مهم نیست که چه کسی با این کلاس ها پز خواهد داد.
از همه شاعران و نویسنده‌های شهر، و به خصوص کسانی که از نزدیک میشناسمشان، از اکوانیان‌ها، افسر، قرائتی، رستاد و باقی که اسمشان را جا انداخته‌ام می‌خواهم نه برای زدن حرف حق، که برای نشان‌دادن خود ادبیات، نشان دادن راه فکر کردن، کاری بکنند. کلاسی، نشستی، شعر خوانی یا هر چیزی که بچه‌های شهر بتوانند شرکت کنند.
از دوستان خوبم که ساز می زنند می‌خواهم فعالیتی کنند. از دوستان خوبم که تئاتر کار می کنند، و از هر کسی که کاری از دستش بر می‌آید. فقط هفته ای چند ساعت از وقتتان را بدهید به بچه‌های شهر. خودتان بهتر می‌دانید که چقدر می‌توانید به فکرهایی که بسته مانده‌اند کمک کنید. بیایید تلاشمان را بکنیم.

با احترام
برادر کوچکتان، بهتاش

4 یادداشت:

mohsen keshvari گفت...

بهتاش عالی بود، هم ایده هم نوشته همه چی. امیدوارم قشر فرهیخته‌ی شهر (که تعداشون نسبت به جمعیت شهر خیلی‌ئه) هر کدوم کاری کنن. خود تو هم حتی

میرزا بهتاش داورپناه گفت...

برای محسن کشوری:
ممنون که یادداشت نوشتی و ممنون از لطفت،
همین امسال دوبار اومدم دهدشت و هر دوبار تلاشم رو کردم که کار کوچیکی بکنم، و هر دوبار به چند تا دلیل کاری از دستم بر نیومد. باز هم سعی خواهم کرد. حس می کنم بچه‌ها منفعل شدن.

نگار رويينيان گفت...

بهتاش عزير سپاس از اين همه لطف .من هم همين احساس و دارم بچه ها به شدت منفعل شدن .

میرزا بهتاش داورپناه گفت...

برای نگار رویینیان:
سپاس از یادداشتون.